مهدى مهريزى وهادى ربانى
73
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
فقيهان در دورهء غيبت ، تنها مجاز به تصرّف در امور حسبه هستند ، امّا از « مجاز بودن تصرّف در امور حسبه » به هيچ وجه ، امر زمامدارى ، رهبرى و مديريت مسلمانان به دست نمىآيد . « 1 » گفتنى است كه نقد خراسانى از ولايت فقيه ، معطوف به مفهوم اخبارى اين نظريه است . بعدها و در مواجهه با تمدّن جديد ، توسّط برخى از فقيهان متأخّر ، راهكارهايى جهت سازش ميان آن نظريهء سنّتى و برخى آموزههاى جديد پيشنهاد شد . حاصل تلاش اين مجتهدان نوانديش ، پديد آمدن قرائتهاى جديدى از نظريهء ولايت فقيه بود كه به « قرائت انشايى » يا « ولايت انتخابى و مقيدهء فقيه » و نظاير آن ، معروف است . « 2 » در دورهاى كه آخوند مىزيست ، اين تقريرات نو ، هنوز پديد نيامده بود و از اين رو ، نقد او از نظريهء ولايت فقيه ، متعلّق به همان مفهوم سنّتى يا اخبارى است . همچنين ، رويكرد خراسانى به نظريهء ولايت فقيه ، رويكردى فقهى - نه كلامى - است و از اين رو ، بررسى صحّت و سقم نظرات او ، برعهدهء فقيهان است . امّا نكتهء مهم اين است كه با ردّ نظريهء ولايت فقيه و عدم ارائهء مدل ديگرى از حكومت دينى در عصر غيبت ، اين نتيجه حاصل مىشود كه از ديدگاه او ، هيچ فرد يا گروهى نمىتواند حاكميت خود را متّكى به مشروعيت الهى بداند . از سوى ديگر ، اين را مىدانيم كه مهمترين حادثهء تاريخ انديشهء سياسى ، دگرگون شدن يكبارهء مبناى مشروعيت بود . طوفانى كه در حوزهء نظر سياسى در غرب وزيدن گرفت و سالها بعد ، امواجى از آن همراه با مشروطيّت به ايران رسيد ، پيامى جز اين نداشت كه بنياد قدرت سياسى ، نه بر ارادهء خداوند ، كه بر ارادهء آدميان استوار است و اين « حقّ » مردم است كه در بارهء چگونگى قدرت سياسى و حدود و ثغور آن تصميم بگيرند و بر مبناى تصميم خود ، انتخاب
--> ( 1 ) . براى بررسى رأى خراسانى در بارهء ولايت فقيه ، ر . ك : حاشيهء بر كتاب مكاسب ، ص 92 ( 2 ) . براى بررسى آراى متفاوت فقيهان در مورد نظريهء ولايت فقيه ، ر . ك : ولايت فقيه يا حكومت صالحان ، نعمت اللَّه صالحى نجفآبادى ؛ نظريههاى دولت در فقه شيعه ، محسن كديور